تبليغاتX
با کره اسبهای باد که شمعدانی را می نوشند
 درناتمامی خود

این روزها تن هایی ام خیلی بزرگ شده و زندگی ام در ناتمامی خود سر در گم و گیج با درد خویش دست و پنجه نرم می کند

این روزها ها خوب نبوده اند و خوب هم ....

اول ازهمه فکر می کردم که همه چیز از بیماری مادربزرگم شروع شد، نه باید کمی عقب تر برگردم از ماجراهای  پس از انتخابات شروع شد که همه چیز بوی اندوه می داد هر چند که اتفاقاتات خوبی هم به همراه داشت، اما اندوه مرا بزرگ تر کرد و بعد هم بیماری مادربزرگم و شب های دراز بیمارستان که کوتاه نمی آمدند و بعد هم رفتن مادربزرگ.

اندوهی که حواشی اش و درد و رنجی که بر مادربزرگ 89 ساله ام رفته بود، اندوه مرا سنگین تر می کرد.

مادر بزرگی که در کنار دیگر مادربزرگ های دهه 60 اندوه یک قرن را بر دوش کشیدند و روزهای شان  در مقابل زندان ها و باداشتگاه ها شب شد و شب ها در خلوت تن هایی و سیاه بختی خود در تن هایی گریستند و گریستند و دست معجزه گری از راه نرسید و بعد هم هر روز پنج شنبه شد و مراسم سوز و گداز بهشت زهرا، بهشتی که دل خود مردان و زنان بزرگی جای داده است.

 

مادربزرگ هم رنج قرن ها را بر دوش می کشید، همیشه ته اخمی بر چهره داشت چهره ای که هرگز لب به اعتراض باز نکرد و پس از رفتن های پیاپی ، تنها وقت خود را صرف بزرگ کردن نوه هایش کرد و در آخرهم به فرزندانش پیوست.

مرگی که هر روز اندوه مرا بیشتر می کند و در خلوتم اشکم را بر گونه هایم جاری می کند.

بعد هم رفتن عمویم که در میان بهت و ناباوری بود.

این روزها نه چیزی خوب شده و نه حال من، اندوهی که در ناتمامی خود بزرگ می شود و با دست تنومندش حنجره ام را فشار می دهد و من هر بار در مقابلش شکسته تر و ت ن ه ا ت ر می شوم

 

تن هایی که هر روز برزگ تر می شود و به ناتمامی زندگی ام وسعت  می دهد.

 

 

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در جمعه بیست و نهم آبان 1388  |
 سیاه روسفید تئاتر ایران
فرهنگ > تئاتر  - مراسم بزرگداشت سعدی افشار درحالی شنبه شب در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد که هیچ یک از مسئولان فرهنگی و نمایشی کشور در آن حضور نداشتند.

مریم آموسا: مراسم بزرگداشت سعدی افشار «سیاه روسفید تئاتر ایران» شنبه شب درحالی که هیچ یک از مسئولان فرهنگی و نمایشی کشور درآن حضور نداشتند، همزمان با برگزاری آخرین روز نمایشگاه عکس «درپس نقاب» در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد.

عکس‌های رضا موسوی از آخرین نمایش سعدی افشار با عنوان «قلنج» که در تالار سنگلج به روی صحنه رفت، بهانه‌ای شد تا یاد این هنرمند نمایش سنتی ایران که از 15 سالگی در نقش سیاه در تئاترهایی که آن زمان در مولوی و میدان قزوین اجرا می‌شد و بعدها رفته رفته به تالارهای نمایش سنگلج راه پیدا کرد و پس از انقلاب، رفته رفته به انزوا رانده شود، گرامی داشته شود.

نمایشی که همواره بازیگران آن همچون «سعدی افشار» از دل قشر فرودست جامعه برخاسته‌اند و با سیلی روی خود را سرخ کردند تا دل مردمی را شاد کنند و خنده را بر لب‌های مردم بنشانند.

اما جنبه طنز نمایش‌های سیاه‌بازی و تخته حوضی موجب نشد که این هنرمندان در برابر دشواری زندگی سکوت کنند، بلکه در دل سخنان طنز‌آمیز خود، حرف‌های انتقادی نیز را بیان می‌کردند.

دیروز هم بزرگداشت سعدی افشار بهانه‌ای شد تا تئاتری‌ها از مسئولان تئاتری و سیاست‌های فرهنگی کشور گلایه کنند، سیاست‌هایی که به گفته «کورش نریمانی» هر وقت که می‌خواهند، سطح کیفی تئاتری را پایین نشان بدهند، و یا بخشی از نمایشنامه‌ای را حذف کنند، آن را «لاله‌زاری» عنوان می‌کنند.

کورش نریمانی معتقد است، نمایش‌های تخته حوضی از دل مردم برخاسته است و حرف‌های مردم را بیان می‌کند، پس هر نمایشی که حرف مردم را بزند برای تخطئه‌اش، اصطلاح لاله‌زاری را برای آن به کار می‌برند.

کارگردان نمایش به یاد ماندنی «شب‌های آوینیون»، می‌گوید: پیش ازاین برخی از بازیگران اتو کشیده که جرأت بازی مقابل یک سیاه را نداشتند و تنها در طول نمایش لب‌هایش تکان می‌خورد، چنین حرف‌هایی را درباره سیاه‌بازی و تخته حوضی می‌زند، اما کمدی روزگار من این است، امروزه این حرف‌ها را از زبان مدیریت فرهنگی می‌شنویم، مدیریتی که شاید تا به امروز نمایش سیاه‌بازی ندیده باشد.

مهران فرهادی سردبیر ماهنامه سینما و تئاتر هم از عدم حضور مسئولان فرهنگی ونمایشی و بازیگران در مراسم بزرگداشت سعدی افشار انتقاد کرد. به گفته سردبیر ماهنامه «سینما و تئاتر» در دور جدید این نشریه قصد دارند برای احیای هنرهای نمایشی سنتی ایران، همت کنند.

حسین فرخی که خود یکی از نمایشنامه‌نویسان قدیمی ایران به شمار می‌رود، گفت: اگر امشب قرار بود مراسم بزرگداشت «ایبسن»، «چوبک»، «کامو» یا «آنوی» اینجا برگزارشود، حتماً خیلی از دوستان تئاتری در مراسم حاضر بودند.

وی با اشاره به تاریخچه تئاتر سیاه‌بازی، این نمایش را یکی از قدیمی‌ترین نمایش‌های سنتی ایران خواند که بازیگران آن بسیار مبارزتر از بازیگران روشنفکر بوده‌اند و دربرابر مسائل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و خانوادگی سکوت نکرده‌اند.

مدیر مسئول ماهنامه سینما و تئاتربا اشاره به نمایش «کابوکی» در ژاپن و سرمایه‌گذاری‌هایی که برای حفظ این نمایش سنتی می‌شود، گفت: اما متأسفانه در ایران با اینکه خود هنرمندان به‌طور خودجوش، برای حفظ این هنرها مایه می‌گذارند، هیچ حمایتی از آنها نمی‌شود.

سعدی افشار هم با تشکر از برگزارکنندگان و حاضران در مراسم گفت: با برگزاری این مراسم حال این بنده کمترین را عوض کردید، نمی‌دانم چه باید بگویم، اما زندگی من کش و قوس‌‌های فراوانی داشته است، من حتی 9 زار پول نداشتم تا کتاب و دفتر بخرم و مدرسه بروم.

به گفته این بازیگر نقش سیاه، زمانی هم که فرد خیری پیدا شده تا خرج تحصیل او را بدهد، دیگر سن او از مدرسه گذشته بوده و او تنها توانسته یک هفته اکابر برود و با همین سواد، امروز می‌تواند روزنامه بخواند.

وی در ادامه یکی از دلایل ماندگاری‌اش در تئاتر تخته‌‌حوضی را صبوری خود عنوان کرد و در ادامه به ذکر خاطره‌ای ازاجرای سیاه‌بازی در بیمارستان امین‌الدوله پرداخت. در ایام نمایشگاه، همه روزه تئاتر سیاه‌بازی با کارگردانی «حمید پورآذری» درتالار انتظامی خانه هنرمندان اجرا شد. بخش پایانی مراسم بزرگداشت سعدی افشار با اجرای این گروه همراه بود که در قالب شعر و بازی از زحمات آخرین بازمانده تئاتر روحوضی ایران تقدیر می‌کردند.

حمید پورآذری کارگردان نمایشی که به مدت یک هفته در تالار انتظامی خانه هنرمندان برگزار شد، در گفت وگو با خبر گفت: برای اجرای این نمایش متن از پیش تعیین شده‌ای نداشتیم و دنبال مضامین خاصی در این نمایش نبودیم. درایام نمایش، به شعرها و پیش‌پرده‌هایی که در نمایش‌های سنتی اجرا می‌شد، گذری داشتیم.

وی یکی از دلایل به حاشیه رانده شدن این نمایش‌ها را عدم توجه مسئولان فرهنگی و ظهور و رشد سینما، اینترنت و ماهواره عنوان کرد. به گفته وی باید شرایطی به‌وجود بیاید که جوان‌هایی که علاقمند به بازی و اجرای نمایش‌های سنتی هستند، با دافعه روبه‌رو نشوند.

این کارگردان تئاتر با یادآوری هنرمندانی چون «کریم شیره‌ای»، «مهدی مقدم» و «سعدی افشار»، معتقد است که امروزه روح نمایش‌های سنتی و طنزی که در این کارها وجود داشت را می‌توان در برخی کاریکاتورهای انتقادی و کارتون‌هایی که کشیده می‌شود، می‌توان دید. سنتی که با انتشار پیاپی مجله گل آقا ادامه پیدا کرده است.

به گفته پورآذری گروهی از بازیگران جوان که در قالب سیاه او را در ایام برگزاری همراهی کرده‌اند متشکل از 43 بازیگر بوده‌اند که مدت یک و سال ونیم او در فرهنگسرای بهمن با آنها کار کرده است ودر این راه نیز تا حدودی از حمایت‌های سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران برخوردار بوده‌اند.

در مراسم پایانی این نمایش یکی از عکس‌های سعدی افشار توسط برخی از مهمانان و عوامل نمایش امضا شد. این عکس هم قرار است همچون عکس‌های نمایشگاه «درپس نقاب» به قیمت همت عالی فروخته شود و درآمد حاصل از آن تقدیم به سعدی افشار شود.

مسابقه عکسی نیز به مناسبت برگزاری نمایشگاه عکس و بزرگداشت سعدی افشار، از سوی کمیته اجرایی بزرگداشت برگزار شد و «زمردی مطلق»، «حسینی» و «رضا موسوی داوری» این عکس‌ها را بر عهده داشتند. در این مسابقه 21 عکاس 105 عکس به دبیرخانه ارسال کردند که در نهایت از میان 5 کاندیدا «خسرو چرخیده»، «محمدرضا مصیبی» و «رئوفه رستمی» به عنوان برگزیدگان این مسابقه انتخاب شدند.

در این مراسم از سوی مدیریت روابط عمومی بانک ملت یک سکه بهار آزادی به همراه ملت کارت به سعدی افشار اهدا شد. در فواصل برگزاری مراسم بزرگداشت سعدی افشار، گروه تماشا به سرپرستی خانم روستا نمایشی سیاه‌بازی اجرا کردند و «شیرین امامی» نبرد «سهراب و گرد آفرید» را برای حاضران نقالی کرد.

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388  |
 هادی نودهی: یزدان بد نویسندگی را حرفه ای دنبال می کند

مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» نوشته «امیرحسین یزدان بد» در یکی دیگر نشست های سرای اهل قلم با حضور نویسنده، «مهدی کاموس» و «هادی نودهی» نقد و بررسی شد.

 

این مجموعه که نخستین کتاب «یزدان بد» محسوب می شود، در برگیرنده 8 داستان کوتاه است که شهریورماه سال جاری ازسوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است.

 

«مهدی کاموس» نویسنده و منتقد، گفت: «یزدان بد» با نگارش وانتشار این مجموعه به عنوان نویسنده ، گام اول را بسیار بلند برداشته است.

او پرتره مرد ناتمام را در مقایسه با مجموعه داستان هایی که در فصل اخیر منتشر شده اند، مجموعه ای عنوان کرد که از سبک و فضای خوبی برخوردار است.

 

کاموس این مجموعه داستان را مجموعه ای از داستان های به هم پیوسته ای خواند که در پایان داستان «جنوار» و تاریخی که بر پدربزرگ و خانواده «مهرداد ناصری» رفته، متوجه می شویم چرا مهرداد ناصری چنین شخصیت ای دارد .

 

«هادی نودهی» هم در سخنانی با بیان این مطلب که بیشتر نشست های نقد در نهایت برای مولف دستاوردی دربرندارند، گفت:«امیرحسن یزدان بد» برخلاف بسیاری ازما که نویسندگی را تفننی دنبال نمی کنیم، حرفه ای این کار را دنبال می کند.

 

به گفته نودهی، مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» در برگیرنده 8 داستان کوتاه است که هر داستان شیوه روایت خاص خودش را دارد. مثلا داستان «یک دقیقه روی سفیدی دوکی شکل»، اززاویه دید دانای کل، داستان «فردا برمی گردم»، از زاویه اول شخص روایت شده اند و یا داستان «اولترا لایت»، تنها برپایه دیالوگ شکل گرفته است و داستان «هنوز یوسف» از تنیده شدن یک روایت امروزی و یک متن قدیمی شکل گرفته است.

 

 

وی بیشتر مجموعه داستان هایی که منتشرمی شوند را، ناشی از جبربه حجم رسیدن خواند و گفت: اما در مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» با این موضوع روبرو نیستیم و تمام داستان ها دارای تکنیک و شکل متفاوتی هستند و درنهایت هم از جهاتی با هم مرتبط هستند و این کار بسیار حساب شده و تعمدی است.

 

نویسنده مجموعه داستان «شمایل لرزان قدرت» گفت: کتاب« پرتره مرد ناتمام»، درواقع «پرتره مهرداد ناصری» است که با اولین داستان با او روبرو می شویم و در طول داستان ها از زبان افراد مختلف ، رفته رفته او را می شناسیم.

 

وی افزود: درداستان نخست این مجموعه «یک دقیقه روی سفیدی دوکی شکل» که با فضای ابزودی روبرو هستیم، با روشنفکری روبرو می شویم که در انزوای خودش از طریق یک دریچه در حالی که روی توالت فرنگی نشته با زنش که روی توالت اسلامی نشسته حرف می زند.

 

نودهی با اشاره به داستان «فردا بر می گردم» از مجموعه »پرتره مرد ناتمام» گفت: در خلال این داستان با روایت زن همسایه مهرداد ناصری روبرو می شویم که در یادداشت هایی که برای کودک متولد نشده اش می نویسد، ما را تا حدودی با شخصیت ناصری آشنا می کند. ما در این داستان اصلا نگران این زن باردار نیستیم ونخی که ما را دنبال خودش می کشد، دانستن بیشتردرباره مهرداد ناصری است.

 

 

به گفته نودهی در داستان «داد زن» که اتفاقا آن را می توانیم به عنوان داستان مجزایی هم بررسی کنیم، با حضور کم رنگ مهرداد ناصری روبرو هستیم و یا در داستان «مارسیای عزیز» با زندگی مهرداد ناصری در دوران دانشجویی روبرو می شویم که تحت تاثیر زن شاعر آمریکایی قرار گرفته است که برای شعرخوانی به دانشکده آنها آمده است و یا در داستان «چیزی شبیه به سونیا» با خاطرات دوران بلوغ و اولین تجربه آشنایی ناصری با زن روبرو می شویم.

 

وی داستان «اولترا لایت» را که برپایه گفت وگو شکل گرفته است را، دستان مستقلی خواند که می تواند مجزا از مجموعه هم بررسی شود.

 

نودهی درباره داستان «هنوز یوسف» گفت: دراین داستان مهرداد ناصری در پی ارتباط با زنی است که در اتوبوس چند قدم آن طرف تر از او نشسته است و همزمان با پیدا شدن کتاب تفسیر طبری که اتفاقا در داستان های قبلی توسط دوست دختر ناصری برای اوامضا شده بود، همزمان با 2 روایت روبرو می شویم؛ روایت حضرت یوسف و زلیخا و روایت مردی که در اتوبوس می خواهد رابطه جدیدی ایجاد کند.

 

به گفته او استفاده از متن تفسیر طبری هیچ نقشی در پشبرد این داستان نداشته است.

 

نودهی درادامه با اشاره به داستان «جنوار» که در آذربایجان و با حال وهوای جنبش پیشه وری شکل گرفته است، گفت: دراین داستان تا حدودی «پرتره مرد ناتمام »کامل می شود وبا تاریخی که بر پدر بزرگ مهرداد ناصری رفته است، روبرو می شویم.

 

نویسنده «شمایل لرزان قدرت» گفت: «یزدان بد» با علاقه ای که به فلسفه و فلسفیدن دارد، مجموعه داستان پرتره مرد ناتمام را نوشته است و به عمد میان داستان ها ارتباط برقرار کرده است.

 

 اتفاقی که در سینما شاهد آن هستیم مثلا «کیشلوفسکی» در سه گانه «آبی، قرمز و سفید» ما را با شخصیت هایی روبرو می کند که به نوعی از کنار هم رد می شوند و روی هم تاثیرعمیقی می گذارند.

 

نودهی ادامه داد: در«پرتره مرد ناتمام»، فرم عامل اتصال داستان ها است واندیشه کاملی به مخاطب القا نمی شود.

به گفته این نویسنده داستان «جنوار» و »مارسیای رذل عزیز» از جمله داستان هایی هستند که همیشه در خاطرش می مانند.

 

مهدی کاموس هم با ایرانی خواندن فضای داستان های مجموعه «پرتره مرد ناتمام» گفت: دراین مجموعه به خوبی با فضای شرقی و تقدیر گرایی، سیاست زدگی و عاطفی بودن شخصیت ها روبرو هستیم.

 

وی با اشاره به داستان «یک دقیقه روی سفیدی دوکی شکل» ادامه داد: درابتدی داستان با جمله ای که نشان می دهد، مهرداد ناصری فرنگی نشسته و همسر توالت اسلامی، روبرو هستیم و با این جمله با دو دیدگاه روبرو می شویم .

حتی در پایان داستان «جنوار» استبداد زدگی جامعه ایرانی مشخص می شود.

 

کاموس درباره مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» درمقایسه با داستان هایی که در 2 سال گذشته خوانده بود، گفت: دراین مجموعه بر خلاف بیشترمجموعه داستان های ایرانی شاهد 3 تم سکس، خشنت و سیاست که می تواند مخاطب عام را جلب کند، نیستیم.

 

وی با اشاره به داستان «جنوار» گفت: این داستان برپایه تنیده شدن چند متن و در فضایی پلیسی که همواره با کمبود اطلاعات روبرو است، روایت می شود و در پایان این داستان است که سرنوشت مهرداد ناصری مشخص می شود.

 

به گفته مهدی کاموس داستان «جنوار» داستان روشنفکر ایرانی است که به دست مردمش کشته نمی شود ،بلکه همواره توسط درباروابسطه به رژیم دوران خودش کشته می شود.

 

 

کاموس با اشاره به داستان «داد زن» گفت: دراین داستان با تقدیر گرایی جامعه ایرانی و جزیزه ای بودن انسان ها روبرو هستیم. با اینکه این داستان سال ها پیش نوشته شده است اما شباهت بسیاری با فضای امروز ایران و راهپیمایی های اخیر دارد.

 

به گفته کاموس این موضوع ناشی از سیاست زدگی و روزمرگی داستان ها نیست بلکه این تشابه نشانه قوت اثراست.

 

به گفته کاموس با اینکه برخی از داستان ها با تکنیک زدگی روبرو هستند، اما درنهایت مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام »مجموعه مستحکمی است و به غیراز داستان جنوار باقی داستان های این مجموعه با زبانی یکدست روایت می شوند.

 زبانی که نویسنده درابتد تکلیف اش را با مخاطب مشخص کرده است.

 

وی ادامه داد: شیوه روایت نویسنده دراین مجموعه به گونه ای است  که از مترادف های بسیارو توضیح اضافات استفاده می کند، اما این موضوع هیچ لطمه ای به زبان داستان نمی زند.

 

این منتقد گفت: با شناختی که از یزدان بد دارم انتظار نداشتم که این قدر خوب در دل داستان ها بتواند ادبیات قهوه خانه ای و خلق فضاهای مردمی بر بیاید.

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388  |
 شجریان: پرویز دردانه موسیقی ایران بود
فرهنگ > موسیقی  - مجموعه فرهنگی آسمان چهارشنبه شب میزبان جمعی از اهالی موسیقی و هنرمندان بود، تا همه با هم یاد و نام پرویز مشکاتیان را گرامی بدارند.

مریم آموسا: در این مراسم محمدرضا شجریان به یاد دوست قدیمی خود سخن گفت و به همراه گروه شهناز به یاد مشکاتیان خواند و گریست. شجریان که نخستین سخنران این مراسم بود، گفت: پرویز را همه شما می‌شناسید. او دوست همه ما بود، من نمی‌توانم باور کنم که او امروز در میان ما نیست.

این استاد آواز ایران در ادامه مشکاتیان را  دردانه موسیقی ایران خواند و درباره سابقه آشنایی خود با مشکاتیان گفت: من او از سال 1355 زمان جشن هنر شیراز در کنار هنرمندانی چون حسین علیزاده می‌شناسم. شجریان در پایان سخنانش از مردم ایران به دلیل ارج نهادن به هنرمندان قدردانی کرد و ساخت آثار هنری را تنها ادی دینی به مردم از سوی هنرمندان خواند. 

دو جایزه رقابتی به نام مشکاتیان
محمد سریر مدیرعامل خانه موسیقی هم از برپایی دو جایزه رقابتی در بخش ضربی و تصنیف به نام مشکاتیان خبر داد و گفت: یکی از این جوایز به سنتور نوازی به ویژه شیوه مشکاتیان اختصاص دارد. او، هدف از برگزاری این جوایز را ایجاد رقابت میان جوانان و زنده نگه داشتن نام پرویز مشکاتیان عنوان کرد. قراراست جزئیات بیشتر این جوایز به زودی از سوی خانه موسیقی اعلام شود.

وی در ادامه درباره برگزاری مراسم متعدد در سوگ پرویز مشکاتیان در شهرهای مختلف گفت: برگزاری مراسم متعدد برای مشکاتیان در شهرهای مختلف، نشان از این موضوع دارد که مشکاتیان هنرمندی است که توانست در دل مردم ایران خانه کند، هر چند که در دوره‌ای حضور او در موسیقی پررنگ نبود و اتفاقاً صداوسیما نیز از او حمایتی نمی‌کرد.  

تولد دوباره مشکاتیان
حسین علیزاده هم با بیان این مطلب که هنوز باور نمی‌کنم که مشکاتیان در شهر و جایی که زندگی می‌کنم دیگر نیست، برایم بسیار دشوار است. پس از رفتن او روزهای سختی بر من گذشت اما به مرور خلوتی با او پیدا کرده‌ام که احساس می‌کنم که بیش از پیش او را می‌شناسم و دوست می‌دارم.

این نوازنده تار، از حضور مردم در مراسم خاکسپاری مشکاتیان به عنوان حادثه‌ای بزرگ یاد اشک شوق را از چشم‌های همه جاری کرد. علیزاده گفت: مردم نیشابور با حضور خود در این مراسم به ما فهماندند که نیاید به دلیل رفتن هنرمندان بزرگ غمگین باشیم.

سرپرست گروه موسیقی عارف در ادامه از مردم ایران در سال‌های گذشته به عنوان مردم غمگینی یاد کرد که تنها غم بهانه دور هم جمع شدن آنها بوده است. او در ادامه گفت: مشکاتیان ذهن، روح و شهر ما را آباد کرد و رفت. او به ما عشق ورزیدن را آموخت.

در بخش دیگر برنامه، حمیدرضا نوربخش به همراه ارژنگ و بیژن کامکار و بهداد بابایی به روی سن آمدند و یکی از آخرین ساخته‌های مشکاتیان را که در آخرین کنسرت مشکاتیان با گروه عارف در تالار بزرگ وزارت کشور اجرا شده بود، اجرا کردند.

حمیدرضا نوربخش در سخنان کوتاهی گفت: یک بار که من و بهداد بابایی و استاد مشکاتیان برای آمادگی کنسرت با گروه عارف، دور هم جمع شده بودیم من غزلی از مولانا را زمزمه می‌کردم و بهداد بابایی که اعصاره هنر مشکاتیان است، به وی گفت که می‌شود روی این غزل کاری بسازید؟ مشکاتیان هم بعد از یک هفته که تمرین داشتیم، آمد و قطعه‌ای که ساخته بود را برای تمرین در اختیار ما گذاشت.

در بخش‌های این مراسم نماهنگی که توسط محمدرضا جعفری ساخته شده بود، پخش شد. در این نماهنگ مشکاتیان از خاطرات دوران کودکی و علاقه‌مندی‌اش به موسیقی و مسیری را که در راه موسیقی پیش گرفته بود، سخن گفت. اجرای این مراسم را سیدعباس سجادی بر عهده داشت.

در این مراسم که از سوی خانه موسیقی و با همکاری فرهنگستان هنر برگزار شده بود، هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، مجید درخشانی، همایون خرم، داوود گنجه‌ای، مهدی آذرسینا، سعید فرج‌پوری، حمیدرضا نوربخش، مجید مجیدی، نیکی کریمی، ساعد باقری، حسین دهلوی، محمد سریر، علی‌اکبر شکارچی، داریوش پیرنیاکان، غلامحسین امیرخانی، رامبد صدیف، حاتم عسگری و مختاباد حضور داشتند.

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388  |
 کسانی که اهل گفت‌وگو نیستند تداوم خود را در حذف دیگری می‌دانند
فرهنگ > رسانه  - آئین پایانی جشنواره اخلاق و نیایش یکشنبه شب با حضور سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین در خانه هنرمندان برگزار شد.

مریم آموسا: آیین پایانی جشنواره اخلاق و نیایش شب گذشته در خانه هنرمندان برگزار شد. در این مراسم محمد خاتمی با استناد به لایه لایه بودن قرآن، شرایط جهان امروز را به گونه‌ای عنوان کرد که گروهی ظاهر بین قشری که تنها به ظاهر قرآن توجه دارند زمام امور را بر عهده گرفته‌اند و هر کسی که از این گروه تبعیت نکند بی‌شک از میان خواهد رفت.

محمدخاتمی - رئیس‌جمهور پیشین - که در آیین پایانی جشنواره اخلاق و نیایش سخن می‌گفت، با پرفتنه خواندن جهان امروز به ضرورت تمسک و یاری گرفتن از قرآن اشاره کرد و در مقدمه‌ای که درباره سفرش به شهر آیمار زادگاه گوته بود از حافظ و گوته به عنوان 2 شخصیت بزرگ تمدن بشری یاد کرد که با خلق آثارشان زمینه گفت وگوی تمدن‌ها را فراهم کرده‌اند.

وی در ادامه مهمترین شرایط گفت وگو را اهل فکر و اندیشه بودن طرفین گفت وگو واهل تواضع و تسامح بودن آنها عنوان کرد و گفت: کسی که اهل تسامح نباشد وجود خود را در نفی دیگری می‌بیند و کسانی که اهل گفت وگو نیستند خودمحورند و خود را مدار عالم می‌دانند و توهمات خود را عین حقیقت به حساب می‌آورند. این گروه تداوم خود را در ازمیان رفتن دیگری و یا اسیر توهم شدن طرف مقابل می‌دانند.

به گفته خاتمی کسانی که اهل گفت وگو نیستند بی‌شک زمانی که به زور و قدرتی برسند می‌خواهند که زور خود را به جای منطق بنشانند. این چنین است که جهان پرفتنه می‌شود.

رئیس بنیاد باران مبنای جهان را بر پایه گفت وگو عنوان کرد و یادآور شد اگر شرایط گفت وگو وجود نداشته باشد نه تنها تمدن‌ها گسترش نمی‌یابند بلکه زور و توهم موجب می‌شود که زندگی لحظه به لحظه بر انسان‌ها دشوار شود.

خاتمی با بازگشت به مقدمه سخنش درباره گوته، او را متأثر از قرآن خواند، زمانی که گوته در اشعارش می‌گوید؛ شرق از آن خداست و غرب از آن خداست و در ادامه به اقبال لاهوری اشاره کرد که به خوبی به این موضوع و تأثیرپذیری گوته از قرآن در کتاب پیام شرقی خود اشاره کرده است.

وی در ادامه حافظ را نماد روح ایرانی اسلامی عنوان کرد که براساس اشعار و سخنش متاثر از قرآن بوده است و گفت: زمانی که گوته با او هم سخن می‌شود، در واقع قصد دارد که تفکر و ارزش‌های مبنای تمدنی اصیل را در جهان گسترش دهد.

رئیس‌جمهور پیشین ایران در ادامه به میزگردی که در سفر به زادگاه گوته با حضور متفکران دین مسیحی پیرامون این موضوع که آیا دین می‌تواند سیاست را به گونه‌ای اداره کند که انسان دارای حق باشد و مبنا و معیار میزان رأی او باشد، اشاره کرد.

او گفت: در چنین فضایی یکی از متفکران دین مسیح با بیان این مطلب که ما مسیحی‌ها خود را مجاز می‌دانیم که انجیل را نقد کنیم، من را به عنوان یک مسلمان مورد پرسش قرار داد که آیا شما هم می‌توانید قرآن را نقد کنید؟

خاتمی ادامه داد: من در پاسخ به این پرسش یادآور شدم که تفاوت اساسی میان انجیل‌های چهار گانه و قرآن وجود دارد. کتاب انجیل براساس منابع دینی و تاریخی، پس از حضرت مسیح تدوین شده است و نمی‌توان ایمان داشت که انجیل عیناً کلام خدا باشد. انجیل یک اثر انسانی است اما قرآن عیناً کلامی است که بر پیامبر نازل شده است و در زمان خودش نیز ثبت و ضبط شده است هر چند که تدوینش در زمان خلیفه سوم صورت گرفته است. اما این موضوع به هیچ وجه نمی‌تواند به قرآن لطمه بزند.

وی در ادامه قرآن را اثری لایه لایه خواند و گفت: بطن قرآن را تا 7 لایه شمرده‌اند و 7 عدد کثرت و قابل تأویل است از این رو ما نباید تنها به ظاهر قرآن بسنده کنیم چرا که ظاهر قرآن می‌تواند همچون راهزنی عمل کند و ما را از فهم قرآن باز دارد.

وی جفایی که به قرآن شده است را از سوی ظاهرپرست سطحی‌نگر عنوان کرد که همه فهم خود را که در حد ظاهر قرآن گذاشته‌اند و می‌خواهند این فهم ناقص را به جای کل قرآن جا بزنند و بر همین اساس نیز چارچوب درست کرده‌اند تا کسی نتواند عرضه بازی برای تفکر و ظهور اندیشه‌های نو داشته باشد.

به گفته خاتمی هر کسی که دیدگاهش منطبق بر دیدگاه ظاهربین این گروه منطبق نباشد بی‌شک مورد ستم و ظلم قرار می‌گیرد و حضور او در جامعه برتافته نمی‌شود. خاتمی در ادامه قرآن را در نهایت درخشندگی عنوان کرد که با تأویل درست می‌توان در هر دوره و زمانی از برکات آن بهره برد و افق‌های جدیدی پیش روی جهان گشود.

او در ادامه صحبت‌هایش گفت: اگر قرآن را مبنای نظم بدانیم باید به خدا پناه ببریم چرا که ناظمین امور و کسانی که نظم برقرار می‌کنند گروهی ظاهرپرست قشری هستند. رئیس جمهور پیشین در پایان سخنانش برای تمام کسانی که با حقیقت قرآن آشنا هستند و برای سرفرازی مردم ایران تلاش می‌کنند آرزوی پیروزی کرد.

احمد مسجد جامعی رئیس موزه قرآن که جشنواره اخلاق و نیایش از خدمات او به شمار می‌رود نیز در سخنانی امام رضا(ع) را نمادی ایرانی عنوانی کرد که بارگاه او تجلی ذوق و هنر ایرانیان در دوره‌های مختلف بوده است.

وی در ادامه با اشاره به ارادت ایرانیان به دین اسلام گفت: ایرانیان در تمام دوران پس از اسلام متأثر از اسلام آثار هنری بسیاری خلق کرده‌اند و بر همین اساس 10 سال پیش تصمیم گرفتیم با راه‌اندازی جشنواره اخلاق و نیایش قدر و ارزش هنرمندانی که در این راه گام نهاده‌اند را ارج بنهیم.

وی در ادامه یکی از مهمترین ویژگی‌های امام رضا را سخن گفتن به زبانی که فهم حاضران باشد عنوان کرد. وزیر پیشین فرهنگ در ادامه یاد و خاطره قیصر امین‌پور و طاهره صفارزاده که از یاوران این جشنواره بودند را پاس داشت.

پایان بخش سخنان او شعری از قیصر امین‌پور بود. در فواصل برگزاری این مراسم که همانند دوره‌های پیش توسط سهیل محمودی اجرا می‌شد 2 اپیزود از نمایش 5 اپیزودی محمد رحمانیان با عنوان مسافران با بازی مونا احمدی و افشین هاشمی برای حاضران اجرا شد.

حسین مهدوی (م. مؤید) که یکی از برگزیدگان این جشنواره بود، نیز شعری را برای حاضران خواند. در بخش پایانی مراسم برگزیدگان جشنواره معرفی و تقدیر شدند. آیت‌الله حاج شیخ عبدالله جوادی‌ آملی، به نمایندگی از عالمان دینی جایزه‌ این بخش را دریافت کرد که به‌دلیل غیبت او به پسرش اهدا شد.

هم‌چنین حجت‌الاسلام حاج سیدهاشم رسولی محلاتی، نویسنده کتاب «صحیفه‌ علویه» دیگر برگزیده این جشنواره بود که جایزه‌ او را هم پسرش دریافت کرد. حسین مهدوی (م‌. موید) هم برگزیدهی جایزه بخش شعر بود. حسام‌الدین سراج نیز در بخش موسیقی جایزه این جشنواره را از آن خود کرد که به دلیل عدم حضورش در مراسم دخترش این جایزه را دریافت کرد.

در بخش هنرهای تجسمی «هادی ندیمی» معمار و طراح «آرم الله» پرچم جمهوری اسلامی جایزه‌ این بخش را دریافت کرد. به دلیل عدم حضور ندیمی در مراسم سیدمحمد بهشتی به نیابت از ندیمی جایزه او را دریافت کرد.

در بخش هنرهای نمایشی نیز «محمد رحمانیان» جایزه‌ این بخش را دریافت کرد. رحمانیان در سخنان کوتاهی این جایزه را متعلق به همه هنرمندان تئاتر دانست و نسبت به «رضا بابک» که دراین مراسم حضور داشت، ادای احترام کرد.

 «رضا میرکریمی» نیز جایزه‌ بخش سینما را دریافت کرد و در بخش خوشنویسی جایزه به «سیدرضا بنی‌رضی» اهدا شد که به نمایندگی از او که دراین مراسم حضور نداشت، نعیمایی جایزه‌ را دریافت کرد. برگزیدگان این مراسم جوایز خود را از سیدمحمد خاتمی، احمد مسجدجامعی، محمد احصایی و مجید مجیدی دریافت کردند.

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388  |
 تأثیر یک پوستر از شلیک یک گلوله بیشتر است
فرهنگ > تجسمی  - برخلاف دو‌سالانه‌های کاریکاتور و پوستر تهران که با حواشی بسیاری همراه بود، سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام بدون این مشکلات دوم آبان در مؤسسه صبا آغاز به کار کرد.

مریم آموسا- برخلاف دو‌سالانه‌های کاریکاتور و پوستر تهران که در ماه‌های گذشته با حواشی بسیاری همراه بود و برخی از داوران و هنرمندان از حضور در این دوسالانه‌ها انصراف دادند، دوسالانه گرافیک جهان اسلام با چنین مشکلاتی روبه‌رو نشد.

سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام عصر روز شنبه در مؤسسه صبا آغاز به کار کرد. در سومین دوسالانه جهان اسلام آثار 565 هنرمند ایرانی و 247 هنرمند جهان اسلام در 3 بخش پوستر، طرح روی جلد و نشانه با هم رقابت می‌کنند. این برای نخستین بار است که طرح روی جلد و نشانه در این دوسالانه راه یافته و مورد داوری قرارگرفته است.

همزمان با برپایی سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام، دهمین دوسالانه بین‌المللی پوستر تهران در موزه هنرهای معاصر در حال برگزاری است. متولی برگزاری این دوسالانه فرهنگستان هنر است.

آثار سومین دوره دوسالانه گرافیک جهان اسلام را آیدین آغداشلو، مصطفی اسداللهی، ابراهیم حقیقی، مصطفی گودرزی و حبیب‌الله صادقی داوری کرده‌اند.

سهراب هادی: گرافیک در ایران در خدمت تبلیغ کالا در آمده
سهراب هادی مدیر هنری و مشاور هنری صبا در گفت‌وگو با خبر برپایی دوسالانه گرافیک جهان اسلام را زمینه‌ای برای بروز جلوه‌های جدیدی از خلاقیت هنرمندان گرافیک جهان اسلام عنوان کرد و ابراز داشت اگر دوسالانه‌های هنری استمرار نداشته باشند، موجب خشک شدن انگیزه‌های هنرمندان خواهد شد.

وی از انگیزه آفرینش به عنوان یکی از مهمترین اهر‌م‌هایی یاد کرد که نگاه هنرمندان را معطوف به مسائل اجتماعی می‌کند و زمینه خلق آثار ارزشمندی را فراهم می‌‌کند.

به گفته این هنرمند برپایی دوسالانه گرافیک جهان اسلام، زمینه رقابت هنرمندان مسلمان را پیرامون مسائلی که با آن روبه‌رو هستند را فراهم می‌کند و موجب می‌شود که به مسائلی چون صهیونیست تنها از منظر سیاسی توجه نشود.

این گرافیست با انتقاد از نگاه دولتی که بهایی برای هنر گرافیک قائل نیست، گفت: گرافیک از قابلیت‌های بسیاری برخوردار است و از این هنر می‌توان برای تعالی جامعه بهره برد هر چند که در کشور ما این هنر تنها در خدمت تبلیغ کالا و نظام سرمایه‌داری در آمده است.

هادی با اشاره به ضرورت سفارش سوژه‌ای متناسب با فرهنگ به گرافیست‌ها، یادآور شد: وقتی جامعه به سمتی می‌رود که به یک گرافیست سفارش فرهنگی داده نمی‌شود، بی‌شک آن گرافیست برای تأمین زندگی به سمت خلق اثری که تنها مبلغ جامعه صنعتی است، سوق داده می‌شود و از کار فرهنگی باز بماند.

صاحب سفارش، گرافیست و جامعه مصرف چرخه هنر گرافیست را تشکیل می‌دهند و زمانی که سفارش‌دهنده دستگاه‌های دولتی باشد و موضوع‌های ارزشی را به هنرمندان پیشنهاد کند، در آن صورت می‌توان با بهره‌گیری از این هنر، برای بهبود فضای جامعه و ناهنجاری آن گام برداشت.

وی با اشاره به نگاه برخی از منتقدان دوسالانه گرافیک جهان اسلام که مختص کردن این جشنواره را تنها به جهان اسلام از معایب و ضعف‌های این دوسالانه عنوان می‌کردند، گفت: اما تداوم و استقبال هنرمندان مسلمان از سراسر جهان از این دوسالانه موجب شد که نوع نگاه‌ها به این حرکت فرهنگی، هنری و دینی تغییر کند.

مشاور هنری مؤسسه صبا گفت: هنرگرافیک در بطن جامعه شکل می‌گیرد و بی‌شک متأثر از وقایع پیرامون خالق اثر است و وقایع اخیر ایران نیز دستمایه خلق آثار ارزشمندی برای هنرمندان این رشته هنری بوده است.

 در چنین شرایطی، آثاری که خلق شده‌اند به هیچ وجه سفارشی نبوده و نیستند و خود هنرمند هم سفارش‌دهنده و هم اجرا‌کننده اثر بوده است.

به گفته این هنرمند هنر گرافیک ایران قدمتی بیش از4 دهه دارد و باید از هنرمندانی چون «محمود جوادی‌پور» پدر گرافیک ایران و «مرتضی ممیز» به دلیل تلاش‌های ارزشمندشان در این رشته قدردانی کرد.

وی گرافیک ایران را در دوره‌های نخستین متأثر از گرافیست‌های لهستان و آمریکا عنوان کرد که کم‌کم راه خود را پیش گرفت.

هادی معتقد است، مسئولان فرهنگی باید پیشنهاد‌دهنده اصلی هنر گرافیک باشند و مثلاً با طرح سوژه‌هایی چون محترم شمردن آزادی‌های فردی و اجتماعی و یا توزیع عادلانه ثروت، فضای جدیدی در جامعه به وجود بیاورند.

سهراب هادی تأثیر یک پوستر گرافیکی را از شلیک یک گلوله توسط یک اسلحه بسیار بهتر می‌داند.

این هنرمند از ادبیات به عنوان مبدأ اصلی گرافیک یاد می‌کند و معتقد است کلمات قصار بزرگان از جمله سخنان امام راحل می‌تواند از سوی دستگاه‌های فرهنگی به هنرمندان گرافیک پیشنهاد و زمینه خلق آثار ارزشمندی فراهم شود.

به گفته این هنرمند با اینکه گرافیک در ایران قدمتی بیش از 4 دهه دارد اما هنوز مردم شناخت درستی درباره این هنر ندارند و بارها پیش آمده که وقتی فردی از من می‌پرسد که شغلت چیست و من در پاسخ می‌گویم که گرافیست هستم آن را هم‌ردیف با ترافیک می‌داند و مثلاً از من می‌خواهد که یک طرح ترافیکی برای او بکشم.

در چنین شرایطی است که ضرورت حمایت‌های دولتی بیش ازط پیش از این هنر احساس می‌شود.

فرزاد ادیبی هم که در 3 بخش پوستر، طرح روی جلد و نشانه در سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام شرکت کرده است، آثار ارائه‌شده در سومین دوره این دو‌سالانه را در مقایسه با دوره‌های پیش، بهتر عنوان کرد و یکی از مهمترین ویژگی‌های این دو سالانه را منظم بودن زمان آن عنوان کرد و این موضوع را مرهون مدیریت خوب فرهنگستان هنر دانست.

به گفته این هنرمند، افزودن بخش‌های جدید طرح روی جلد و نشانه در این دوسالانه از اتفاقات قابل تأمل این دوره دوسالانه گرافیک جهان اسلام محسوب می‌شود و این دو بخش قابلیت این را دارند که خود به تنهایی موضوع یک دو‌سالانه باشند.

وی یکی از مهمترین عواملی که موجب می‌شود گرافیست‌ها به سمت طراحی روی جلد کتاب گرایش پیداکنند را کاهش پیشنهاد پوستر عنوان کرد و گفت: بی‌شک هریک از این 2 رسانه قابلیت و امکانات خاص خودشان را دارند، مثلاً پوستر به خاطر قطع‌اش امکانات بیشتری در اختیار هنرمند قرار می‌دهد و طرح روی جلد کتاب مانایی بیشتری دارد.

فرزاد ادیبی هنر گرافیک را از هنرهایی عنوان کرد که در بطن جامعه نفس می‌کشد و همواره توانسته است که همگام با جریانات اجتماعی و فرهنگی پیش برود.

 او از وقایع اخیر ایران نیز به عنوان یکی موضوعات روز یاد کرد که بر هنرمندان گرافیست ایرانی و جهان تأثیر عمیقی گذاشته است. به گفته این هنرمند اگر فضا و امکاناتی فراهم شود، بی‌شک در میان آثاری که متأثر از شرایط جدید ایران خلق شده‌اند، شاهد آثار ارزشمندی خواهیم بود.

این مطلب در خبر آن لاین و روزنامه خبر منتشر شده است.

لینک مطلب تأثیر یک پوستر از شلیک یک گلوله بیشتر است

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
 
 
بالا