مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» نوشته «امیرحسین یزدان بد» در یکی دیگر نشست های سرای اهل قلم با حضور نویسنده، «مهدی کاموس» و «هادی نودهی» نقد و بررسی شد.
این مجموعه که نخستین کتاب «یزدان بد» محسوب می شود، در برگیرنده 8 داستان کوتاه است که شهریورماه سال جاری ازسوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است.
«مهدی کاموس» نویسنده و منتقد، گفت: «یزدان بد» با نگارش وانتشار این مجموعه به عنوان نویسنده ، گام اول را بسیار بلند برداشته است.
او پرتره مرد ناتمام را در مقایسه با مجموعه داستان هایی که در فصل اخیر منتشر شده اند، مجموعه ای عنوان کرد که از سبک و فضای خوبی برخوردار است.
کاموس این مجموعه داستان را مجموعه ای از داستان های به هم پیوسته ای خواند که در پایان داستان «جنوار» و تاریخی که بر پدربزرگ و خانواده «مهرداد ناصری» رفته، متوجه می شویم چرا مهرداد ناصری چنین شخصیت ای دارد .
«هادی نودهی» هم در سخنانی با بیان این مطلب که بیشتر نشست های نقد در نهایت برای مولف دستاوردی دربرندارند، گفت:«امیرحسن یزدان بد» برخلاف بسیاری ازما که نویسندگی را تفننی دنبال نمی کنیم، حرفه ای این کار را دنبال می کند.
به گفته نودهی، مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» در برگیرنده 8 داستان کوتاه است که هر داستان شیوه روایت خاص خودش را دارد. مثلا داستان «یک دقیقه روی سفیدی دوکی شکل»، اززاویه دید دانای کل، داستان «فردا برمی گردم»، از زاویه اول شخص روایت شده اند و یا داستان «اولترا لایت»، تنها برپایه دیالوگ شکل گرفته است و داستان «هنوز یوسف» از تنیده شدن یک روایت امروزی و یک متن قدیمی شکل گرفته است.
وی بیشتر مجموعه داستان هایی که منتشرمی شوند را، ناشی از جبربه حجم رسیدن خواند و گفت: اما در مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» با این موضوع روبرو نیستیم و تمام داستان ها دارای تکنیک و شکل متفاوتی هستند و درنهایت هم از جهاتی با هم مرتبط هستند و این کار بسیار حساب شده و تعمدی است.
نویسنده مجموعه داستان «شمایل لرزان قدرت» گفت: کتاب« پرتره مرد ناتمام»، درواقع «پرتره مهرداد ناصری» است که با اولین داستان با او روبرو می شویم و در طول داستان ها از زبان افراد مختلف ، رفته رفته او را می شناسیم.
وی افزود: درداستان نخست این مجموعه «یک دقیقه روی سفیدی دوکی شکل» که با فضای ابزودی روبرو هستیم، با روشنفکری روبرو می شویم که در انزوای خودش از طریق یک دریچه در حالی که روی توالت فرنگی نشته با زنش که روی توالت اسلامی نشسته حرف می زند.
نودهی با اشاره به داستان «فردا بر می گردم» از مجموعه »پرتره مرد ناتمام» گفت: در خلال این داستان با روایت زن همسایه مهرداد ناصری روبرو می شویم که در یادداشت هایی که برای کودک متولد نشده اش می نویسد، ما را تا حدودی با شخصیت ناصری آشنا می کند. ما در این داستان اصلا نگران این زن باردار نیستیم ونخی که ما را دنبال خودش می کشد، دانستن بیشتردرباره مهرداد ناصری است.
به گفته نودهی در داستان «داد زن» که اتفاقا آن را می توانیم به عنوان داستان مجزایی هم بررسی کنیم، با حضور کم رنگ مهرداد ناصری روبرو هستیم و یا در داستان «مارسیای عزیز» با زندگی مهرداد ناصری در دوران دانشجویی روبرو می شویم که تحت تاثیر زن شاعر آمریکایی قرار گرفته است که برای شعرخوانی به دانشکده آنها آمده است و یا در داستان «چیزی شبیه به سونیا» با خاطرات دوران بلوغ و اولین تجربه آشنایی ناصری با زن روبرو می شویم.
وی داستان «اولترا لایت» را که برپایه گفت وگو شکل گرفته است را، دستان مستقلی خواند که می تواند مجزا از مجموعه هم بررسی شود.
نودهی درباره داستان «هنوز یوسف» گفت: دراین داستان مهرداد ناصری در پی ارتباط با زنی است که در اتوبوس چند قدم آن طرف تر از او نشسته است و همزمان با پیدا شدن کتاب تفسیر طبری که اتفاقا در داستان های قبلی توسط دوست دختر ناصری برای اوامضا شده بود، همزمان با 2 روایت روبرو می شویم؛ روایت حضرت یوسف و زلیخا و روایت مردی که در اتوبوس می خواهد رابطه جدیدی ایجاد کند.
به گفته او استفاده از متن تفسیر طبری هیچ نقشی در پشبرد این داستان نداشته است.
نودهی درادامه با اشاره به داستان «جنوار» که در آذربایجان و با حال وهوای جنبش پیشه وری شکل گرفته است، گفت: دراین داستان تا حدودی «پرتره مرد ناتمام »کامل می شود وبا تاریخی که بر پدر بزرگ مهرداد ناصری رفته است، روبرو می شویم.
نویسنده «شمایل لرزان قدرت» گفت: «یزدان بد» با علاقه ای که به فلسفه و فلسفیدن دارد، مجموعه داستان پرتره مرد ناتمام را نوشته است و به عمد میان داستان ها ارتباط برقرار کرده است.
اتفاقی که در سینما شاهد آن هستیم مثلا «کیشلوفسکی» در سه گانه «آبی، قرمز و سفید» ما را با شخصیت هایی روبرو می کند که به نوعی از کنار هم رد می شوند و روی هم تاثیرعمیقی می گذارند.
نودهی ادامه داد: در«پرتره مرد ناتمام»، فرم عامل اتصال داستان ها است واندیشه کاملی به مخاطب القا نمی شود.
به گفته این نویسنده داستان «جنوار» و »مارسیای رذل عزیز» از جمله داستان هایی هستند که همیشه در خاطرش می مانند.
مهدی کاموس هم با ایرانی خواندن فضای داستان های مجموعه «پرتره مرد ناتمام» گفت: دراین مجموعه به خوبی با فضای شرقی و تقدیر گرایی، سیاست زدگی و عاطفی بودن شخصیت ها روبرو هستیم.
وی با اشاره به داستان «یک دقیقه روی سفیدی دوکی شکل» ادامه داد: درابتدی داستان با جمله ای که نشان می دهد، مهرداد ناصری فرنگی نشسته و همسر توالت اسلامی، روبرو هستیم و با این جمله با دو دیدگاه روبرو می شویم .
حتی در پایان داستان «جنوار» استبداد زدگی جامعه ایرانی مشخص می شود.
کاموس درباره مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام» درمقایسه با داستان هایی که در 2 سال گذشته خوانده بود، گفت: دراین مجموعه بر خلاف بیشترمجموعه داستان های ایرانی شاهد 3 تم سکس، خشنت و سیاست که می تواند مخاطب عام را جلب کند، نیستیم.
وی با اشاره به داستان «جنوار» گفت: این داستان برپایه تنیده شدن چند متن و در فضایی پلیسی که همواره با کمبود اطلاعات روبرو است، روایت می شود و در پایان این داستان است که سرنوشت مهرداد ناصری مشخص می شود.
به گفته مهدی کاموس داستان «جنوار» داستان روشنفکر ایرانی است که به دست مردمش کشته نمی شود ،بلکه همواره توسط درباروابسطه به رژیم دوران خودش کشته می شود.
کاموس با اشاره به داستان «داد زن» گفت: دراین داستان با تقدیر گرایی جامعه ایرانی و جزیزه ای بودن انسان ها روبرو هستیم. با اینکه این داستان سال ها پیش نوشته شده است اما شباهت بسیاری با فضای امروز ایران و راهپیمایی های اخیر دارد.
به گفته کاموس این موضوع ناشی از سیاست زدگی و روزمرگی داستان ها نیست بلکه این تشابه نشانه قوت اثراست.
به گفته کاموس با اینکه برخی از داستان ها با تکنیک زدگی روبرو هستند، اما درنهایت مجموعه داستان «پرتره مرد ناتمام »مجموعه مستحکمی است و به غیراز داستان جنوار باقی داستان های این مجموعه با زبانی یکدست روایت می شوند.
زبانی که نویسنده درابتد تکلیف اش را با مخاطب مشخص کرده است.
وی ادامه داد: شیوه روایت نویسنده دراین مجموعه به گونه ای است که از مترادف های بسیارو توضیح اضافات استفاده می کند، اما این موضوع هیچ لطمه ای به زبان داستان نمی زند.
این منتقد گفت: با شناختی که از یزدان بد دارم انتظار نداشتم که این قدر خوب در دل داستان ها بتواند ادبیات قهوه خانه ای و خلق فضاهای مردمی بر بیاید.
|
+| نوشته شده توسط
مریم آموسا در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
|